على آقا نورى
223
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
باره همداستان نبودند . اساسا اختلافات اصحاب ائمه در آن زمان و تلقىهاى متفاوت آنان ( بشرى و فرابشرى ) از امامت و جايگاه امامان را به روشنى مىتوان از كتب حديثى و رجالى گزارش كرد . اين امر در مجموع نشاندهنده آن است كه نگاه آنها به امامان آنگونه كه امروزه غالب شده ، نبوده است چرا كه اصحاب ائمه گاهى در مقابل اظهارنظر آنها اظهارنظر مىكردند « 1 » و حتى موارد زيادى از ايشان سؤال مىكردند تا اعلميت آنان را بدانند ! چه بسا همين اختلافات موجب مشكلاتى دربارهء جايگاه و موقعيت آن بزرگان نزد برخى از معاصران شده است و حتى برخى آن را دليل بر تكامل مذهب تشيع امامى درگذر زمان دانستهاند . بحث و بررسى اينكه ائمه فى الواقع خود را چگونه معرفى مىكردند و آيا تلقى امروزه شيعيان با ديدگاه همه اصحاب برجسته امامان سازگارى دارد يا خير ؟ همچنين گزارش اختلاف ديدگاه انديشمندان بعدى شيعه اثنىعشرى در اينباره مجال ديگرى مىطلبد . در اينجا و با توجه به اقتضاى بحث تنها مواردى از اختلاف اصحاب ائمه را درباره علم و عصمت گزارش مىكنيم . يك . اختلاف دربارهء غيبدانى و قلمرو علم امامان در مجموع مىتوان ديدگاه اصحاب را دربارهء علم غيب امامان به دو دسته معتقدان و منكران تقسيم كرد و براى هر كلام شواهدى تاريخى و حديثى ارائه داد . آنچه در اينجا مىآوريم تنها گزارشى از شواهد اين دو نگاه است . بحث و تحليل و چگونگى جمع اين احاديث و نيز نقد و بررسى احاديثى كه امامان را به همه امور عالم مىداند ، « 2 »
--> ( 1 ) . به عنوان نمونه بنگريد : كشى ص 271 ، 280 ، 410 ، 490 ، 439 ؛ كلينى ، ج 8 ، ص 285 ، و نيز ج 6 ، ص 385 . ( 2 ) . مرحوم علامه مجلسى در جلد 26 بحار الانوار مجموعهاى از اين روايات را با عنوان « باب انهم لا يعلمون الغيب و معناه » آورده است و به جمع آنها مىپردازد . وى در آنجا علم غيب امام را نسبى دانسته است و مىگويد : علم غيب امام در سايه قرب به خدا قابل افزايش است و اين دانشى است كه همواره با افاضه الهى دريافت مىشود . ( مجلسى ، ج 26 ، ص 21 ) .